دسته‌بندی نشده

روایتی از شبکه‌سازی و بازارپردازی در مرکز صنایع فرهنگی امید

بازارپردازی هم بوم در روایت کارستان

هم‌جواری در کارستان بهارستان، گاهی هم‌قصه شدن گروه‌های مختلف را هم رقم می‌زند که خودش، آغازگر راه‌های تازه در زیست‌بوم فرهنگی کودک و نوجوان است. جزئیاتی از این هم‌‌بومی را در نشریه «روایت کارستان»‌ آورده‌ایم.

در بهارستان، جایی میان کوچه‌هایی که هنوز بوی کاغذ و رنگ می‌دهد، ساختمانی که روزی میراث دار کاغذها و سرب نشر سپهر بود سر برآورده‌ تا خانه‌‌ای برای ایده، خلاقیت و خیال باشد. «کارستان بهارستان» با این الگو جان گرفت تا خانواده‌ای را گرد هم جمع کند.

مرکز صنایع فرهنگی امید در کارستان بهارستان محصول نمی‌سازد، بلکه یک زیست‌بوم خلق می‌کند. زیست‌بومی که در آن، هنرمند، طراح، تولیدکننده و بازار، در یک زنجیره‌ی پویا به هم پیوند می‌خورند تا فرهنگ بومی که در معنا تعریف می‌شود را در قالب محصول روزمره سبد مصرف کودک، نوجوان و خانواده‌های ایرانی جاری سازد.

ایده‌ای که از شوق بازی آغاز شد

این مرکز با تمرکز بر توسعه زیست‌بوم بازی و محصولات سبک زندگی و بازار پردازی مأموریت دارد جریان تولید پایدار، خلاق و باکیفیت را در حوزه فرهنگ بومی ایجاد کند. مرکز صنایع فرهنگی امید با ایده‌ی اولیه ساخت محصولات سالم و جذاب برای کودک و نوجوان آغاز به کار کرد. محصولاتی که صرفاً سرگرمی نمی‌ساختند، بلکه تجربه‌ای فرهنگی در خانه‌های ایرانی را رقم می‌زدند.

  • بازی‌ها: از بازی‌های رومیزی و کارتی تا دیجیتال و محیطی؛ با هدف تقویت تعامل خانوادگی و ترویج تفکر خلاق
  • محصولات سبک زندگی: پوشاک، اکسسوری، محصولات آیینی، تزئینی و… برای جاری شدن هویت ایرانی در زندگی روزمره
  • بازارپردازی شخصیت‌ها (IP): توسعه‌ی شخصیت‌های بومی و پیوند آن‌ها با صنایع فرهنگی برای خلق برندهای ماندگار و زنجیره‌ی ارزش فرهنگی.

اما تحقق این هدف بدون همکاری ممکن نبود. مسیر از کشف گروه‌های خلاق آغاز شد. از طراحان جوان تا کارگاه‌های کوچک تولید. بیش از ۱۴۰ گروه شناسایی شدند و حدود ۲۰ تیم مستعدتر در مسیر حمایت، آموزش و رشد قرار گرفتند.

شبکه‌ای که به‌جای رقابت، همکاری می‌کند

ایده‌ی اصلی مرکز امید این بود که به‌جای تمرکز بر تملک یا مدیریت مستقیم پروژه‌ها، نقش تسهیل‌گر و پیونددهنده داشته باشد. به این ترتیب، گروه‌های مختلف به هم متصل شدند و هر کدام بخشی از زنجیره‌ی تولید را بر عهده گرفتند. از دل این همکاری‌ها، شبکه‌ای ارگانیک از تولیدکنندگان فرهنگی شکل گرفت که حالا خانواده کارستان بهارستان را بزرگ تر از قبل می‌سازند.

این شبکه نه تنها به توزیع مسئولیت‌ها و فرصت‌ها انجامید، بلکه یک زیرساخت اجتماعی از کار گروهی در صنایع فرهنگی ایران ساخت. تیم‌ها به‌جای اینکه موازی هم حرکت کنند، در مسیرهای هم‌افزا پیش رفتند و حاصل آن، مجموعه‌ای از پروژه‌های واقعی، اقتصادی و پایدار شد.

امید به آینده؛ روایت ادامه‌دار فرهنگ

امروز، مرکز صنایع فرهنگی امید با محوریت کارستان بهارستان، علاوه بر تولید دفتر و بازی و لباس، زبان جدیدی از کار فرهنگی در ایران را شکل می‌دهد. زبانی که در آن خلاقیت، همکاری و بازار کنار هم معنا پیدا می‌کنند. این مسیر تازه، هنوز در آغاز راه است؛ اما جوانه‌هایش در پروژه‌های متنوع دیده می‌شود. از انیمیشن‌هایی که شخصیت‌هایشان در بازار جان گرفته‌اند تا بازی‌هایی که در خانه‌های ایرانی روی میز پهن می‌شوند.

در دل همین زیست‌بوم تازه، استودیوها و گروه‌هایی شکل گرفته‌اند که هر یک در بخشی از این جریان فرهنگی نقش‌آفرین‌اند و از انیمیشن و پوشاک گرفته تا طراحی بازی‌های فکری را انجام می‌دهند. یکی از نمونه‌های شاخص این حرکت، استودیو «بردنویس» است. گروهی که مسیرش را از جمع‌های کوچک و آزمون‌های خانگی آغاز کرد، اما امروز یکی از بازوهای خلاق زیست‌بوم کارستان بهارستان به شمار می‌رود.

روایت شکل‌گیری این استودیو، نمونه‌ای روشن از همان عبور از «پروژه» به «جریان» است؛ حرکتی که فرهنگ را از ایده‌های موقت به مسیرهای پایدار می‌رساند.

از کافه تا کارستان!

استودیوی «بردنویس» حدود سال‌های ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۳ شکل گرفت. درست زمانی که امین انصاری و آرمین مسرور برای آزمودن بازی‌های خود، در جمع‌های دوستانه و کافه‌ها شرکت می‌کردند و در همان گعده‌ها به نقد و بررسی بازی‌های مختلف می‌پرداختند.
در نبود امکانات تولید، منابع آموزشی و دسترسی به ناشر حرفه‌ای، تصمیم گرفتند همه‌چیز را خودشان انجام دهند؛ از طراحی گرفته تا تولید و پخش. این مرحله، بیش از آن‌که یک فعالیت حرفه‌ای باشد، شبیه دوره‌ای از آزمون و خطا بود که با همه‌ی دشواری‌هایش، نخستین خروجی‌ها را به ثمر رساند
در آن سال‌ها حتی چاپ ساده‌ترین اجزای بازی مانند کارت، تخته و مهره دشوار بود و اغلب تولیدها، نسخه‌های ناقص و کپی‌شده از نمونه‌های خارجی بودند.

به مرور و با رشد بازار، بردنویس موفق شد بازی‌هایی مثل «مُناهِمانا»، «زمستان فیمبُل»، «Matching all numbers» را برای پخش عمومی و بازی‌های مناسبتی مثل «محله‌نگر» و «از سیمرغ تا سیمرغ» را برای رویدادهای سازمانی طراحی و اجرا کند. بخشی از آثارشان برای نهادهایی مثل «شهرداری تهران» و نمایشگاه‌های فرهنگی ساخته شد.

ورود به دنیای بازارپردازی

در سال‌های اخیر، همکاری «بردنویس» با «مرکز صنایع فرهنگی امید» و سپس «کارستان بهارستان» مسیر تازه‌ای برایشان گشود و طراحی دو بازی بر اساس انیمیشن‌های مطرح «یوز» و «با بابام» از تولیدات مرکز انیمیشن سوره به این گروه سپرده شد.

پس از بیش از یک دهه فعالیت، «بردنویس» از آزمون‌های خانگی و چاپ‌های محدود به استودیویی حرفه‌ای رسیده است؛ استودیویی که نه‌تنها در ایران، بلکه در سطح بین‌المللی نیز حضور فعال دارد. این گروه امروز نماینده‌ی نسلی تازه از طراحان ایرانی است که می‌کوشند بازی‌های رومیزی کشور را از سایه‌ی کپی‌کاری و مصرف‌گرایی بیرون آورند و به سوی خلاقیت، هویت فرهنگی و تولید جهانی هدایت کنند.

این فقط، بخشی از روایت همکاری مرکز صنایع فرهنگی امید با استودیو «بردنویس» بود. نسخه کامل این روایت را می‌توانی در دومین شماره از نشریه «روایت کارستان» بخوانید.