دسته‌بندی نشده

ما با «صبر» هم‌قصه شدیم

گلدان صبر، محصول هم‌قصه شدن دو تیم در کارستان

قصه‌ها همیشه از یک نقطه شروع می‌شوند؛ گاهی از دل یک ایده، گاهی از دل یک سنگ.

کارستان بهارستان، فقط یک فضای کار نیست؛ اینجا جایی است که قصه‌ها زندگی می‌کنند. هر گروهی که پا به اینجا می‌گذارد، قصه‌ای دارد. قصه‌ای پر از صبر و هیاهو، امید و ناامیدی، رسیدن‌ها و نرسیدن‌ها و وقتی این قصه‌ها کنار هم می‌نشینند، جایی تازه باز می‌شود: جایی برای هم‌قصه شدن!

یکی از این قصه‌ها، قصه‌ی گروه «سیره» است. گروهی که از همان نامش مشخص است که باید هم کلام با شهید مطهری«مسیری خاص را برود» مسیری که پر است از معنا و خلاقیت. سیره از روز نخست محصولاتی ساخت که فقط کالا نبودند. این برند لباس‌هایی طراحی کرد که روایت داشت، سجاده‌ها و تسبیح‌هایی آفرید که پیامی را می‌خواندند. سپس تیم سیره تصمیم گرفت قصه‌ای تازه به دنیای خود بیاورد و محصولی بیافریند که نه‌تنها دیده شود، بلکه زندگی کند و در دل مخاطب جا باز کند.

هم‌رفیق

این قصه نیاز به هم رفیقانی داشت که به سرانجام برسد و اینجا بود که «داتام» هم عزم سفر کرد! از هم مسیری گروهی که خود را با ساخت نمونه‌های اولیه، بازار پردازی و تولید دست سازه‌های خلاقانه معرفی کرده بود چیزی شکل گرفت که هیچ‌کدام به تنهایی نمی‌توانستند بسازند: «گلدان صبر».

این گلدان مثل سنگی خاموش است که زندگی ناگهان از درونش می‌شکفد. شکفتن از نقطه‌ای اتفاق می‌افتد که زندگی به اوج سختی رسیده است. گیاه کوچکی که از دل یک سازه‌ی بتنی بیرون امده، دیگر تنها یک برگ نیست؛ استعاره‌ای است از امیدی که با صبر ریشه می‌دواند. امیدی که زنده است، امیدی که نخواهد مرد!

تکه‌های یک پازل

سید حسام‌الدین رایگانی، بنیان‌گذار برند سیره درباره این همکاری می‌گوید:

این ارتباط‌ها و شبکه‌سازی‌ها در تولید محصول باکیفیت نقش اساسی دارد. وقتی تولیدکننده‌های باکیفیت همدیگر را پیدا می‌کنند، می‌توانند محصولی خلق کنند که از هر نظر کامل‌تر باشد. این ارتباط‌ها گاهی موانع و عوامل ناامیدی را در مسیر کار کمرنگ می‌کنند؛ چون همکاری با گروهی همسو، محصولی کامل‌تر را می‌سازد که گروه دیگری مدت‌ها برای شکل‌دادن به آن تلاش کرده است. البته باید توجه داشت که همکاری فقط کنار هم قرار گرفتن چند نفر نیست؛ اعضای تیم باید همکاری را تعریف کنند، برای آن چارچوب بسازند و حرفه‌ای پیش بروند تا به نتیجه مطلوب برسند.. کسب‌وکارها لازم است با هم گفت‌وگو کنند، جهان‌های همدیگر را کشف کنند و اگر توانستند به نقطه مشترک برسند، مسیر همکاری را آغاز کنند. این نقطه اشتراک است که می‌تواند قصه‌های تازه‌ای را بسازد.

صبر مقدس

«گلدان صبر» فقط یک ظرف برای خاک نیست؛ یادآوری است که ریشه‌دار شدن زمان می‌خواهد. باید صبر کنی، روزها و ماه‌ها، حتی وقتی همه‌چیز سخت است. اما یک روز می‌رسد که جوانه می‌زنی، دل سنگ را می‌شکافی و به نور می‌رسی و آن روز، روز توست؛ روزی که همه از دیدنت لبخند می‌زنند.

«گلدان صبر» شاید فقط یک گلدان ساده نباشد؛ نگاهی عمیق‌تر به این گلدان می‌گوید که برای ریشه‌دار شدن باید صبر کرد؛ هفته‌ها، ماه‌ها و شاید سال‌ها، نا امید نشد و ادامه داد تا روزی که ریشه‌ها دوانده و محکم شوند. آن روز، روزی است که این ریشه‌ها دلِ سنگ را می‌شکافند و برای رشد، به سوی نور می‌روند.

گلدان صبر هرروز در خانه بانگ امید سر می‌دهد؛ هرروز فریاد می‌زند که ناامید نشو، صبر کن و ادامه بده. بالاخره می‌رسد روزی که روز توست؛ روزی که بی‌اهمیت به اینکه کجا هستی و چقدر مسیر سختی در پیش داری، جوانه می‌زنی و رشد می‌کنی و آن روز همه از دیدن تو لبخند می‌زنند.

 

دیدگاهتان را بنویسید