دسته‌بندی نشده

فیل‌نامه نوجوان ایرانی

یادداشت مجیدی درباره نوجوان ایرانی در روایت کارستان

یادداشت مجید مجیدی پژوهشگر حوزه کودک و نوجوان در دومین شماره نشریه «روایت کارستان» منتشر شد؛ او در این نوشته به روزهای نوجوانی و دشواری شناخت دنیای نوجوان ایرانی پرداخته است.

بازنمایی نوجوان در جامعه‌ امروز گاه شبیه حکایت فیل مولاناست؛ هرکس بخشی از او را می‌بیند و بر اساس همان داوری می‌کند. اما واقعیت نوجوان را تنها می‌توان در گفت‌وگو و ارتباط مستقیم با خود او شناخت.

روایت مولانا از فیل در تاریکی، تمثیلی از ناتوانی انسان در شناخت کامل حقیقت است. هرکس با لمس بخشی از فیل، تصویری ناقص از آن در ذهن داشت. وضعیت ما در شناخت «نوجوان امروز» نیز چنین است؛ هر نهاد، رسانه یا کارشناس از زاویه‌ای محدود به این پدیده می‌نگرد و تصویری خاص از او ارائه می‌دهد. اما برای درک واقعیت نوجوان، باید به میدان گفت‌وگو و مشاهده‌ مستقیم بازگشت.

نوجوانی در ترازوهای ناهمگون

در جامعه ما، نوجوانی به شیوه‌های گوناگون توصیف می‌شود؛ برخی آن را دوره‌ای پرتنش و بحران‌زا می‌دانند و گروهی دیگر فرصتی برای رشد و شکوفایی استعدادها. برای بعضی خانواده‌ها، ارتباط با نوجوان کاری دشوار و پرچالش است و برای برخی دیگر، تجربه‌ای آموزنده و همراه با فرصت.

رسانه‌ها نیز در بازنمایی نوجوان، بیشتر بر وجه تهدیدآمیز او تأکید دارند. ذهن انسان، بنا بر سازوکار شناختی‌اش، تصویر نوجوان آسیب‌دیده یا ناکام را بیش از نوجوان موفق و خلاق در حافظه نگه می‌دارد. نتیجه آن است که در گفتمان عمومی، نوجوان اغلب با بحران تعریف می‌شود نه با توانمندی.

اما یک پرسش اساسی مطرح می‌شود: واقعیت نوجوان چیست؟ برای یافتن پاسخ، ما باید از نگاه‌های بیرونی فاصله بگیریم و با خود نوجوان به گفت‌وگو بنشینیم.

ارتباط با نوجوان؛ سهل و ممتنع

ارتباط با نوجوان نه دشوار است و نه آسان؛ بلکه از امور «سهل و ممتنع» به شمار می‌آید. نوجوان پیش از آنکه به هنجار بتازد یا به طغیان برسد دلش می‌خواهد کسی او را ببیند و حرفش را بشنود.

گفت‌وگوی مؤثر با نوجوان مستلزم صبر، توجه و درک متقابل است. شنیدن او نخستین گامی است که ما را به دنیای درونی‌اش نزدیک می‌کند. در سایه همین ارتباط صمیمانه است که می‌توان تفاوت میان نیاز، علاقه و رفتار او را شناخت و از سطح داوری‌های شتاب‌زده فاصله گرفت.

هویت؛ مسئله اصلی دوره نوجوانی

همه‌ بزرگسالان روزگاری از مسیر نوجوانی گذشته‌اند و کم‌وبیش با دگرگونی‌های آن آشنا هستند. با این حال جهان پیچیده‌ امروز معنایی تازه به این مرحله بخشیده است. نوجوان با پرسشی بنیادین و در عین حال دشوار روبه‌روست؛ «من کیستم؟»
این پرسش، سرچشمه‌ بسیاری از رفتارها و نوسانات روحی اوست. از تغییر در ظاهر و گفتار گرفته تا تجربه‌گری‌های گاه متناقض، همگی تلاشی برای یافتن پاسخ به همین پرسش‌اند. اگر این پرسش بی‌پاسخ بماند، نوجوان گرفتار بحران هویت و سردرگمی نقش می‌شود. در عین حال، همین ویژگی جست‌وجوگرانه فرصتی برای رشد است. وقتی کودک از همان سال‌های نخست فرصت پرورش آگاهی و خودشناسی پیدا می‌کند دوره نوجوانی به مرحله‌ای سازنده و تعیین‌کننده در شکل‌گیری هویت فردی و اجتماعی او بدل می‌شود؛ هویتی که بر ارزش‌های فرهنگی و باورهای انسانی تکیه می‌کند.

مصرف کالای فرهنگی؛ درگاه شناخت نوجوان امروز

تفاوت اصلی نوجوان امروز با نسل‌های پیشین را باید در مصرف کالای فرهنگی جست.

کتاب‌ها، فیلم‌ها، بازی‌های رایانه‌ای، شبکه‌های اجتماعی و موسیقی هرکدام بخشی از دنیای درونی نوجوان را می‌سازند و قدم‌به‌قدم مسیر فکری او را شکل می‌دهند.با گسترش فناوری و دسترسی گسترده به اینترنت، نوجوان امروزی در جهانی بی‌مرز از داده‌ها و محتواها زندگی می‌کند. در چنین شرایطی، پرسش مهمی پیش روی نهادهای فرهنگی و هنری قرار دارد:
آیا محصولات فرهنگی ما واقعاً برایِ نوجوان طراحی شده‌اند؟ و اگر چنین است، تا چه اندازه با نیاز واقعی او هم‌خوانی دارند؟

بررسی بخشی از تولیدات داخلی نشان می‌دهد که اغلب، فاصله‌ای محسوس میان تولیدکننده و مخاطب وجود دارد. برخی تولیدکنندگان نوجوانی را امتداد کودکی می‌پندارند و به تغییرات شناختی، اخلاقی و عاطفی این دوره بی‌توجه‌اند. از سوی دیگر، نوجوان امروز با انبوهی از تولیدات جهانی مواجه است که سلیقه و ذائقه‌اش را دگرگون کرده است.

صرف تقلید از فرم محصولات خارجی، بدون درک نیاز درونی مخاطب، کارآمد نخواهد بود. نوجوان امروز، بیش از هر زمان دیگر، به معنا نیاز دارد. او به دنبال محصولی است که نه‌تنها جذاب باشد، بلکه با درون و هویت در حال شکل‌گیری‌اش گفت‌وگوکند.

ما در عرصه‌ تولید محصول یا برنامه فرهنگی، بیش از اندازه به سلیقه‌ مخاطب توجه کرده‌ایم و از نیاز واقعی او غفلت ورزیده‌ایم. سلیقه، امری متغیر و گذراست، در حالی که نیاز، ریشه در سرشت انسانی دارد. تولید فرهنگی مؤثر زمانی شکل می‌گیرد که میان این دو، توازن و تعادل برقرار شود؛ به عبارتی می‌توان «ذائقه نسل نوجوان» را برآیند سلیقه و نیاز او تعریف کرد. «ذائقه‌شناسی» یکی از مهم‌ترین مسائلی است که در شناخت نوجوان می‌بایست مورد توجه پژوهشگران، برنامه‌ریزان و تصمیم‌گیران قرار گیرد.

نوجوان، آینه آینده

نوجوان، نه چالش و مسئله‌ای برای حل کردن، بلکه آیینه‌ای برای شناخت آینده‌ جامعه است. شناخت او از دل نگاهی جامع و شنیدنی صبورانه بیرون می‌آید و در پیوندی دوسویه جان می‌گیرد.

اگر نهادهای فرهنگی، خانواده‌ها و کنشگران اجتماعی، به جای قضاوت، با نوجوان وارد گفت‌وگو شوند، می‌توانند معنای تازه‌ای از «رشد» را در رفتار و اندیشه‌ او ببینند.

در پسِ ظاهر پرهیاهوی نوجوان، جست‌وجویی عمیق برای معنا، هویت و تعلق جریان دارد. آنجا که بزرگ‌ترها به‌جای بازنمایی‌های ناقص گوششان را به او می‌سپارند و دلشان را برای فهمیدنش باز می‌کنند نوجوانی از دل تهدید بیرون می‌آید و به فرصتی برای نوسازی فرهنگی جامعه بدل می‌شود.

یادداشتِ مجیدی، پژوهشگر حوزه نوجوان و مدیر اندیشکده امید، در شماره دوم نشریه «روایت کارستان» چاپ شده و نگاه او را به زیست و دنیای نوجوان روایت می‌کند.