وبلاگ
گامبهگام تا اربعین؛ قصه تولد «سدره»
همهچیز از اربعین ۱۳۹۲ شروع شد. جمعی از هنرمندان و اهالی هیئت هنر تصمیم گرفتند در پیادهروی بزرگ عاشقان حسینی شرکت کنند. اعضای گروهی که امروز «سدره» نام دارد، با خود گفتند: باید برای بچههای این مسیر کاری کنیم. البته آن روزها نه شناختهشده بودند، نه محصولی داشتند و حتی هنوز این نام را هم انتخاب نکرده بودند.
ایدهشان ساده اما متفاوت بود. پیکسلهایی که با بقیه فرق داشته باشند. شخصیتهای این پیکسلها را خودشان طراحی کردند و آنها را به چاپ رساندند. روی پیکسلهای تصویر، کودکانی از سراسر جهان لبخند میزنند؛ از عرب و فارس تا بچههای آفریقایی و کودکانی از سرزمینهای اسکاندیناوی. اما یک چیز بین همهشان مشترک بود: سربند «یا حسین (ع)» روی پیشانیشان.
این پیکسلها در مسیر بین بچهها پخش شد و هدیهای کوچک اما ماندگار بود. لبخندهای بچهها و خوشحالی خانوادههایشان نشان داد این ایده فراتر از یک سوغات ساده است. استقبال آنقدر زیاد بود که حتی بعد از پایان سفر و بازگشت به تهران، خانوادهها بهدنبال این گروه میگشتند؛ بعضی برای خرید محصولات دیگر و بعضی هم فقط برای گفتن اینکه: این کار باید ادامه پیدا کند. همانجا بود که هسته «سدره» شکل گرفت؛ گروهی که آن روزها برای تأکید بر هدف بینالمللیشان نام خود را Hussain United Us گذاشتند.

حُبُّ الحُسین یَجمَعُنا
در دو سال اول فعالیت، بیشتر محصولات تبلیغی این گروه راهی کشورهای همسایه و حتی اروپا شد. خریداران آنطرف مرزها میگفتند: برای بچههای شیعه در جهان، محصول مذهبی درستوحسابی نیست؛ چیزی که بتوان در روضههای خانگی یا ایام مذهبی به بچهها داد. این استقبال، هدف نخست گروه – فعالیت بینالمللی برای کودکان شیعه – را محقق کرد.
وقت قصه شد
کمکم «سدره» رشد کرد و تصمیم گرفت مسیرش را عوض کند و از محصولات صرفاً تبلیغی مثل سربند و پرچم و پیکسل به تولید محصولات محتوامحور برسد. چیزهایی که علاوه بر جذابیت، داستان و پیامی عمیق داشته باشند.
نتیجه اتاقفکرها و ایدهپردازیهای فراوان، تولید اولین کتاب داستان و کاردستی «سدره» بود؛ «یونا»، به قلم خانم کلر ژوبرت؛ داستان یک پرنده کوچک که روز عید غدیر از لانهاش شاهد ماجراست. کنار این کتاب، ابزار ساخت یک ریسه تزئینی با محتوای داستان هم ارائه شد. محصولی که هم روایت داشت و هم کودک را به تجربهای خلاقانه دعوت میکرد.
از عمود ۷۴۱ تا کتابهای تعاملی
سال ۱۳۹۴ گروه «سدره» در عمود ۷۴۱ مسیر نجف به کربلا مستقر شد. موکبی که فقط زائران غیرایرانی را میپذیرفت. این حضور برایشان تجربهای کارگاهی و در عین حال سکوی پرتابی برای بینالمللیشدن محصولات بود. بچههای زائر آنجا با محصولات «سدره» آشنا شدند، داستانهایش را شنیدند و کاردستیهایش را ساختند.
این تجربه، الهامبخش تولید آثار جدید شد؛ مثل کتاب «دوبال» – برگرفته از نام اسب امام حسین (ع) – و بعد کتاب تعاملی «گامبهگام تا…» که باز هم به قلم خانم ژوبرت نوشته شد. در این کتاب، طاها و نورا – خواهر و برادری کوچک – راهی سفر اربعین میشوند و مادرشان دفتری به آنها میدهد تا خاطراتشان را ثبت کنند. در این بسته، بچهها میتوانند نقاشی کنند، رنگ بزنند و در آخر، عکس یادگاری سفرشان را بچسبانند. این بسته همراه کولهپشتی و پیکسل مخصوص، به کودکان هدیه میشود.
یکی دیگر از محصولات، کتاب «بهترین خانه خدا» بود. روایتی از زندگی یک تسبیح که بچهها با استفاده از محتویات کیت همراه کتاب میتوانند مشابه همان تسبیح را بسازند.
امیدی که از نور میرسد
وقتی پای صحبتهای خانم فلسفی – مدیر «سدره» – نشستیم، از سختیهای مسیر گفت. او اضافه کرد: امید را از منبع نور یعنی خدا و اهلبیت میگرفتم. آنقدر دلم گرم میشد که میتوانستم جلوی همه بایستم و همه سختیها را تاب بیاورم تا به هدفم یعنی تأثیرگذاری مثبت بر روح بچهها برسم.
برای او و گروهش، اربعین امروز معنای دیگری دارد؛ احساسی که خودش از دین و امام حسین(ع) در دل دارد، از همان حسهای کوچک و ژرفی ریشه گرفت که در کودکی در دلش جوانه زد و از همان روزهای اربعین، مسیر شکلگیری گروه «سدره» آغاز شد.
باکس ویژه: بذر امید را بکار
یکی از محصولات خاص «سدره» داستان یک گلدان است؛ گلدانی با یک دانه که بچهها باید آن را بکارند، آبیاریاش کنند و مراقبش باشند تا جوانه بزند. محصولی که با نام «من باغبان مسئولیتپذیری هستم» به بچهها ارائه میشود و علاوه بر آموزش مراقبت و مسئولیت، مفهومی عمیقتر را منتقل میکند: امید.
امید، همیشه همراه روح کودک است؛ اما این گلدان به او یادآوری میکند که امید هم مثل یک دانه، نیاز به مراقبت و پرورش دارد؛ تا روزی که جوانه بزند و به درختی سبز تبدیل شود.






