وبلاگ
آغاز، ظرف امکانی برای پایان
مسعود حسنلو، مدیر کودک و نوجوان سازمان اوج و تسهیلگر صنایع خلاق، در یادداشتی آغاز یک مسیر و فرجام آن را روایت کرده است. یادداشتی که در دومین شماره نشریه «روایت کارستان» چاپ شده و بخشی از تجربه زیسته او را باز میگشاید.
هو الأوّل و الآخر
در اولین کاری که بهصورت جدی آغاز کردم، هممسیر دوست ارزشمندی بودم که بیشتر سخنانش با این جمله آغاز میشد:
«بِکُم فَتَحَ اللّهُ وَ بِکُم یَخْتِم»؛
یعنی خداوند آفرینش و برکتش را با شما اهل بیت آغاز کرده و با شما هم به پایان میبرد.
سالها از آن روزهای آغازین من در مسیر کسبوکار میگذرد و هنوز گاهی در دریای عمیق معنای این عبارت غرق میشوم: با ایشان آغاز میشود و با ایشان تمام میشود… و هر بار که این جمله را مرور میکنم، یادم میافتد که در حقیقت، همه عالم یک نقطه است؛ نقطهای که اوست. «هو الأول و الآخر، و الظاهر و الباطن»؛ یعنی آغاز و انجام در یک حقیقت جمعاند و جز او هیچ نیست.
البته باید دقت کرد که این معنا در سطح الهی و وجودیِ مطلق معنا دارد. در ساحت انسانی، ما تنها نمودی از آن وحدت را در خُلق و نیت خود تجربه میکنیم، نه آن وحدت را به تمام معنا. در جهان انسان، آغاز و پایان از هم جدا نیستند، هرچند ما آینهایم، نه اصل نور.
نقطه آغاز
این تأمل حقیقت دیگری را هم زنده میکند؛ اینکه زندگی و کار از نقطهای روشن جان میگیرد، جایی که معنا در ذهن کسی جوانه میزند، قصد او شکل میگیرد و عزمش برای رفتن در مسیر سفت میشود. درست در همان نقطه، پایان آرامآرام در دلِ آغاز نقش میبندد و مسیر را ترسیم میکند.
این اتصال در ذهن من هنوز پابرجاست. بعد از حدود پانزده سال تجربه راهاندازی و حضور در کسبوکارها و مجموعههای گوناگون، بیش از پیش باور دارم که کیفیت آغاز، شکل و جهت پایان را رقم میزند. آنگاه که یک کسبوکار بر پایه یک مسئله واقعی و معنای روشن در ذهن کارآفرین شکل میگیرد، مسیر آن نیز از ابتدا معنا پیدا میکند.
اما اگر مسئله در آغاز نادرست تعریف شود، اگر معنا صرفاً تقلیدی یا سطحی باشد، اگر عزم و نیت بر پایه درک واقعی از نیاز جامعه شکل نگیرد، آنگاه انتهای آن مسیر نیز مبهم، ناقص یا گاه شکستخورده خواهد بود.
آغاز درست، پایان درست
در این سالها که کسبوکارهای مختلف را مرور میکنم، بهروشنی میبینم که در هر جا معنای آغازینِ کارآفرین درست، دقیق و واقعی نبوده، پایان نیز به نقطه مطلوب نرسیده است. اما هرجا نیت از همان آغاز بر درک عمیقِ مسئله و نیاز جامعه تکیه کرده است مسیر، حتی اگر پر از شکست و سختی بوده، در پایان به رشدی تازه، پختگی بیشتر یا برکتی ماندگار رسیده است.
این فهم برایم یک تذکر دائمی است:
«اول و آخر» در کار انسانی، دو لحظه جدا از هم نیستند، بلکه دو وجه از یک جریاناند؛ جریانی که از معنا آغاز میشود، از نیت میگذرد و در عمل و نتیجه به ثمر میرسد.
این سخن را نباید به معنای جبر گرفت. از نگاه فلسفه اسلامی، آغاز، تنها «استعداد و جهت» پایان را در خود دارد، نه تعیین قطعی آن را. در حقیقت علت فاعلی (آغاز) در درون خود حامل علت غایی (پایان) است، ولی انسان با اختیار و ارادهاش مسیر تحقق آن غایت را میپیماید. بنابراین هر آغاز، «ظرف امکان پایان» است، نه حکم قطعی آن.
این یادداشت در دومین شماره از نشریه «روایت کارستان» منتشر شده که با مرور نسخه دیجیتالی، میتوانید آن را بخوانید.