دسته‌بندی نشده

امید، گمشده دوران نوجوانی

مصاحبه با مطهره وکیلی درباره امید در نوجوانی

در اولین شماره نشریه روایت کارستان، با مطهره وکیلی، مشاور و درمانگر نوجوان به گفت‌وگو نشسته‌ایم. وکیلی درباره امید در دوران نوجوانی و تاثیر آن گفته است.

 

نوجوانی، دوره جست‌وجوگری است؛ جست‌وجوی هویت، معنا و شاید مهم‌تر از همه، امید. نوجوان در این فصل پر از پرسش و کشف، هویت واقعی خود را جست‌وجو می‌کند و برای شناخت «من»ی تلاش می‌کند که پیش‌تر مبهم و ناپیدا بوده است. او در این مسیر با یافتن معنا، دلیلی برای زندگی، هدفی برای کوشش و مسیری ارزشمند برای پیمودن پیدا می‌کند.

اما شاید مهم‌تر از همه این باشد که نوجوان در این مسیر پرچالش به چیزی به نام «امید» برسد؛ امیدی که نه‌تنها به آینده چشم بدوزد، بلکه به او انگیزه و نیروی حرکت بدهد. امید، چراغ راهی است که در تاریکی‌های سردرگمی، اضطراب و ناامنی روشن می‌شود و نوجوان را به سمت فردایی بهتر هدایت می‌کند. بدون امید، جست‌وجو به سردرگمی و ناامیدی می‌انجامد؛ اما با امید، حتی چالش‌ها و شکست‌ها نیز تبدیل به فرصت‌هایی برای رشد و یادگیری می‌شوند.

چالش آینده؛ نگرانی‌های نوجوان امروز

در بررسی تجربیات نوجوانان، اغلب می‌توان ردپایی از نگرانی‌های عمیق در ارتباط با آینده را مشاهده کرد. نگرانی‌هایی که در لایه‌های پنهان و آشکار گفتار و رفتارشان موج می‌زند. بسیاری از نوجوانان آینده‌ای را تصور می‌کنند که نه‌تنها شفاف نیست، بلکه گاه آن را محیطی بی‌رحم و پرچالش می‌بینند. محیطی که در آن فرصت‌های محدود و موانع فراوانی پیش رویشان قرار دارد.

این وضعیت منجر به احساس ناتوانی و فقدان کنترل بر سرنوشت شخصی می‌شود. حسی که از نظر روان‌شناختی به کاهش «خودکارآمدی» و افزایش «درماندگی آموخته‌شده» مرتبط است. در چنین شرایطی، نوجوانان امید را به‌جای یک منبع درونی انگیزشی، احساسی غریب و دورافتاده می‌بینند. احساسی که از زندگی‌شان گم شده و دیگر تمایلی برای جست‌وجوی آن ندارند.

امید؛ توانمندی روان‌شناختی قابل رشد

از نگاه نظریه‌پردازان روان‌شناسی مثبت‌نگر، امید صرفاً یک احساس نیست؛ بلکه توانمندی روان‌شناختی قابل رشد و آموزش است. در نظریه «امید» که توسط چارلز اسنایدر ارائه شده، امید ترکیبی است از دو مؤلفه: نخست، انگیزه و اراده برای حرکت به‌سوی هدف و دوم، توانایی طراحی مسیرهای متنوع برای رسیدن به آن هدف.

نوجوانی که امیدوار است، نه‌تنها هدف دارد، بلکه می‌داند حتی اگر مسیر سخت شود، می‌توان راه دیگری پیدا کرد. این نوع امید، برخلاف خوش‌بینی سطحی، بر پایه توان درونی برای حل مسئله و حفظ انگیزه پایدار است. در همین راستا، چارچوب «سرمایه روان‌شناختی» (Psychological Capital) نیز به امید به‌عنوان یکی از چهار مؤلفه اصلی رشد روانی می‌نگرد (در کنار تاب‌آوری، خودکارآمدی و خوش‌بینی).

در این نظریه، امید نوجوان را وادار می‌کند که ادامه دهد، تجربه کند و پس از شکست دوباره برخیزد. نوجوانانی که این سرمایه‌های روانی را در خود رشد می‌دهند، بهتر می‌توانند با چالش‌ها روبه‌رو شوند.

امید در بستر رابطه و فرهنگ

امید تنها درون ذهن شکل نمی‌گیرد؛ بلکه درون رابطه معنا پیدا می‌کند و حتی می‌تواند تغییر معنا دهد. رابطه با فضای مجازی و آنچه نوجوان در زمان فراغت خود مصرف می‌کند، بخش مهمی از دنیای نوجوان امروز است. کتاب‌ها، فیلم‌ها، موسیقی، بازی‌های رایانه‌ای و حتی محتواهای تولیدشده در شبکه‌های اجتماعی، می‌توانند منابع مهمی برای الگوسازی، معناپردازی و امیدآفرینی باشند.

نظریه یادگیری اجتماعی بندورا نشان می‌دهد که انسان‌ها از طریق مشاهده الگوها یاد می‌گیرند بنابراین شخصیت‌های داستانی که با وجود سختی‌ها امید خود را حفظ می‌کنند و در مسیر معنا پیش می‌روند، می‌توانند تأثیری غیرمستقیم اما قدرتمند بر ذهن و نگرش نوجوان داشته باشند.

در همین راستا، نظریه معنا‌درمانی فرانکل نیز اهمیت کشف معنا در دل رنج‌ها را مورد تأکید قرار می‌دهد. نوجوانی که از طریق تجربه‌های زیسته یا مواجهه با آثار فرهنگی به درکی از معنا دست یابد، می‌تواند با وجود چالش‌های مختلف، احساس امید و هدفمندی خود را حفظ کند.

خانواده؛ نخستین بستر امید

علاوه بر این، یکی از اصلی‌ترین منابع ساخت یا تضعیف امید در نوجوانان، خانواده است. خانواده‌هایی که فضا را برای گفت‌وگو باز می‌گذارند، به جای تهدید، تشویق می‌کنند و شکست را به‌عنوان بخشی از مسیر رشد می‌بینند، به نوجوان خود اجازه می‌دهند امید را درونی کند.

در مقابل، محیط‌های پرتنش، کنترل‌گر یا بی‌ثبات، به‌تدریج تصویر نوجوان از آینده را تیره می‌کنند. حتی جمله‌هایی ساده مانند «بیا با هم یه راه دیگه پیدا کنیم» یا «تو می‌تونی»، می‌توانند در نوجوان صدای درونی (Self-Talk) قدرتمندی بسازند که در بزنگاه‌های سخت به کمکش بیاید.

در میان همه منابع شکل‌دهنده امید، خانواده یکی از مهم‌ترین و نخستین بسترهایی است که می‌تواند بذر امید را در ذهن و دل نوجوان بکارد یا از بین ببرد. نوجوانانی که در خانواده‌ای امن، گرم و حمایتگر رشد می‌کنند، اغلب در تصور آینده، تعیین اهداف و مواجهه با ناکامی‌ها توانمندترند.

نظریه دلبستگی جان بالبی این ارتباط را به‌خوبی توضیح می‌دهد. بر اساس این نظریه، پیوندهای عاطفی اولیه، به‌ویژه با مراقبان اصلی (که معمولاً والدین‌اند)، پایه برداشت فرد از دنیا و آینده را می‌سازد. نوجوانی که در کودکی دلبستگی ایمن را تجربه کرده، با احتمال بیشتری به دیگران اعتماد می‌کند، به آینده امیدوار است و می‌تواند روابط معنادار برقرار کند. برعکس، تجربه دلبستگی ناایمن می‌تواند به احساس بی‌اعتمادی و ناامیدی در نوجوانی بینجامد.

سخن پایانی

در نهایت می‌توان گفت امید در نوجوانی نه صرفاً یک احساس، بلکه یک توانمندی است. اگر جایی قرار باشد نور این توانمندی برای نخستین بار دیده شود، آن‌جا آغوش خانواده است. شکل‌گیری و تقویت امید در نوجوانی امری چندبعدی است. توجه به این ابعاد و تلاش برای پرورش آن‌ها – به‌ویژه در بستر خانواده – می‌تواند نقشی پیشگیرانه و رشدی در سلامت روان نوجوانان ایفا کند.

دیدگاهتان را بنویسید